| خداوند |
|
Saturday, May 20, 2006
خودت مگه خار* مادر نداری؟
............................................................................................عجب بساطی شده است ها! ما که خدا هستيم پروردگار شما، و خيلی هم مهم هستيم و سرمان هم خيلی شلوغ است را مجبور میکنيد هر روز بياييم اين جا و از خود تکذيبيه صادر کنيم. به هر حال از همين جا اعلام میکنيم ما اين روزها هيچگونه الهامی نکرديم! يعنی درواقع نبود که بکنيم. تازه اگر هم بکنيم هم به خودمان مربوط است و سر و صدايش را در نمی آوريم! از عذاب من بترسيد! ترسيديد؟ بترسيد ديگه! پس نوشت: اين خار مادر با خوار مادر فرق دارد. فرقش هم به خودم مربوط است! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, May 10, 2006
من، که خدا هستم، پروردگار شما! شديداً و قوياً اين مسئله را که بهشت بين ساعت ۱۲ شب تا ۱ بامداد از زير پای مادران به روی شانهی پدران نقل مکان میکند، تکذيب میکنم. خجالت بکشيد!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, May 21, 2004
آهای بندگان، ما خدای آپ تو ديتی هستيم!
............................................................................................سفارش داده ايم اين خياطی بارگاه يک شلوار جين راسته ی توپ برای مان بدوزد. موهای مان را هم رب النوع مان گفته ژل بزنيم از اين به بعد و بگذاريم بلند شود تا دمب اسبی شان کنيم. پيش خودمان بماند يک CD ويل اسميت هم گرفته ايم و داريم ليريکس هايش را حفظ می کنيم. ديگر آن دوره که خدايان مثل زئوس رِيش بلند داشتند و رب النوع ها مثل آفروديته دامن های چين دار و فنر دار می پوشيدند گذشته. ديروز که دم برگر کينگ نزديک بارگاه قدم می زديم، متوجه شديم اين روزها بيشتر الهه ها شلوار برمودا می پوشند و زير تی شرت های شان هم چيز ... ( رويمان نمی شود بگوييم چی! بس که ما خدای خجالتی ای هستيم!!!) نمی بندند! تازه رب النوع مان می گفت که دوستش که تا چند قرن پيش خيلی الهه ی محجوبی بوده و حتی زيرابروهايش را هم برنمی داشته، تازگی ها اِکس می ترکاند و فاز می گيرد! های ... خدايی هم اين روزها سخت شده. بايد کلی تلاش کنی که خدای آپ تو ديتی باشی و گرنه رب النوع ها که هيچ، بندگان هم ديگر تحويلت نمی گيرند ... من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, April 17, 2004
گف چيه!؟
............................................................................................های ... اين روزها اصلا حوصله نداريم. رب النوع مان با ما قهر کرده، همه اش هم تقصير اين گف لعنتی است که حتی نمی دانيم چه چيزی هست!!! پريروز رب النوع مان وسط چت از ما پرسِد که تا به حال چندتا گف داشته ايم. ما هم که نمی دانستيم اين گف چيست، برای اين که نکند يک وقت خودمان نکرده پيشش کم نياورده باشيم، گفتيم يک چهل پنجاه تايی داشته ايم که ناگهان رب النوع مان ناراحت شد و به ما گفت که خيلی خدای بی شعوری هستيم و وقت او را تا به حال تلف نموده ايم!!! هر چه قدر هم تا به حال سعی کرديم نازش را بکشيم تا با ما آشتی کند، فايده نداشته است. مدام می گويد من با خدايی که گف داشته باشد حرف نمی زنم. هر چه هم ما می گوييم که دروغ گفته ايم و اصلا نمی دانيم گف چه هست باور نمی کند. شما می گوييد حالا چه کار کنيم؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, April 12, 2004
آهای بندگان!
............................................................................................ما که خدا هستيم اراده کرديم برگرديم و دوباره اينجا بنویسيم! اين مدت هم که نبوديم، جای شما خالی مدام با يک ربالنوع از همين آسمان بغلی چت میکرديم و سرمان گرم بود حسابی! با اين که تا به حال نديدهايمش ولی به گمانمان نيکول کيدمنی باشد برای خودش و از شما چه پنهان از اين آيکونهای دو نقطه ستاره که برايمان میفرستد، دلمان همچين قيلی ويلی میرود. ( البته شايد هم غيلی ويلی میرود! خيلی مطمئن نيستيم کدامش را میرود!) اوخ! اين ربالنوعمان آنلاين شد! ما بدويم برويم!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, March 05, 2004
خودم حافظی!
............................................................................................هِی هِی! ديديد آخر شما بندگان بلاگ خوان کار دست ما داديد!؟ هی چپ رفتيد، راست آمديد گفتيد وای تو چه قدر خدای باحالی هستی و هی قربان ما رفتيد، ما هم گول خورديم هِی وبلاگ نوشتيم؟ نتيجه اش اين شد که اين شورای عالی بارگاه الهی، طرح استيضاح ما را در دستور کار قرار داده با اين بهانه که اين خدا مدتی است هوش و حواس از دست داده و به جای بررسی به امور بندگان اين جهانی و آن جهانی با ملعبه ای به نام وبلاگ سر خويش را گرم نموده است. حالا ما بايد بدويم و روی افکار عمومی کار کنيم که خودم نکرده يک وقت استعفای ما رای نياورد، ضايع شويم. به همين خاطر بايد مدتی در اين جا را تخته کنيم که به کارهای خودمان و بندگانمان برسيم! اما آن قدر ها هم خوش حال نباشيد! يکی دوماه ديگر، شايد کمی زودتر، شايد کمی ديرتر، دوباره برمی گرديم. به اين پيتر جکسون تپلويمان هم امر می کنيم آن موقع يک ارباب حلقه های چهار؛ بازگشت خدا؛ بسازد، بلکه اُسکار هم بگيريم! پس تا آن وقت همه ی شما را به خودم می سپارم! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, February 29, 2004
قابل توجه اهالی بهشت:
............................................................................................مامانِ جبرئيل فردا ظهر قيمه پلوی نذری می ده! هر کس می خواد بگيره، ساعت 12 قابلمه ش رو ورداره بياد دم خونه ی جبرئيل اينا!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, February 27, 2004
اين انگشتمان درد گرفت بس که امروز ناف درست کرديم!
............................................................................................نُه ماه پيش آن طرف ها چه خبر بوده!؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, February 20, 2004
ديشب يه فکس بد خط از دبيرخونه ی شورای نمی دونم چی چی رسيده بود اين جا. توش نوشته شده بود:
............................................................................................اول اسفند، روز مردم سواری!؟( اين جاش خوب خونده نمی شد!) دينی مبارک باد. چه روزای عجيبی شما درست کردين برای خودتون ها! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, February 16, 2004
جبرئيل حالش اصلا خوب نيست ... نمی دونم چه بلايی سرش اومده.
............................................................................................ديروز بهم گفت: « خدا جون، خيلی حوصله م سر رفته، می ذاری برم پايين؟»، منم گفتم:« باشه برو.» نمی دونم اون جا کجا رفته و چه اتفاقی براش افتاده، اما فعلا که رسما قاطی کرده. عصری ديدم رفته رو چمنای جلوی بارگاه دراز کشيده. بهش گفتم:« جبرئيل چی کار داری می کنی؟»، سرشو بلند کرد، بعد ماغی کشيد و گفت: « من جبرئيل نيستم، من گاوِ جبرئيلم »!!! چی به خوردش داديد اون پايين؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, February 13, 2004
آهای!
............................................................................................يک وقت گمان نبريد ما خدای مستبدی هستيم ها! ما هر سال اين جا انتخابات پرشکوه برگزار می کنيم! و به اين وسيله مشت محکمی به دهان شيطان و ايادی استکباريش می زنيم! و دوباره خودمان به عنوان خدا انتخاب می شويم! اينی هم که هيچ کانديدای ديگری به جز خودمان برای خدا شدن وجود نداشته باشد، خيلی مهم نيست. مهم اين است که ما خيلی خدای دموکراتی هستيم! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, February 09, 2004
ابی جون! بابا تو چرا نمی فهمی؟ تو ديگه اومدی بهشت!
............................................................................................اين هايی هم که با تبرت دم به دقيقه ميفتی به جونشون مجسمه های ميدون اصلی بهشتن، نه بُت! می گم می خوای يه چندتا گوسفند ديگه برات بفرستم سرت گرم شه؟ به خودم صدای اين شهردار بهشت دراومده ديگه! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, February 06, 2004
ای کسانی که ايمان آورده ايد، انکودينگ خود را يونيکود کنيد تا رستگار شويد!!!
............................................................................................به درستی که خداوند با انکودينگ يو تی اف هشت کنندگان است! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, February 02, 2004
پايه شدم محض تنوعم که شده، فصلارو از سال ديگه بکنم پنج تا، شبانه روزم بکنم سی ساعت که همه به کاراشون برسن!!!
............................................................................................نظرتون چيه؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, January 30, 2004
ديشب نصفه شبی يک کاره از خواب بيدارم کردن، که پاشو بيا اين اسقف اعظم داره از زمين آلارم می فرسته. به اين فرشته هه که بيدارم کرده، می گم نمی دونی چی کار داره؟ می گه جناب اسقف يه مريضی خاصی داره و دکترا بهش گفتن اگه هر چه سريع تر با يه دختر سکس نداشته باشه می ميره. خلاصه چون تو دين شون ممنوعه چنين کاری برای کشيش ها، لابد اومده برای صلاح مشورت.
............................................................................................می گم: اشکال نداره پدرم ... اگه می خوای ... می پره وسط حرفم و می گه: آخه تو دين ما اسقف نمی تونه سکس داشته باشه با کسی. می گم: عيب نداره، من اجازه می دم به تو. می گه: آخه نمی شه، مسيح اجازه نداده! می گم: بابا چه خری هستی تو! من خود خدا هستم، می گم بهت اجازه می دم. من کارم درست تره يا مسيح؟ کلی فکر می کنه و دست آخر با ناز می گه: باشه ولی من چهارتا شرط دارم پس! می گم: چی؟ می گه: اول اين که اون دختر که من قراره باهاش سکس داشته باشم کور باشه! می گم: کور واسه چی؟ می گه: آخه نبينه منو موقع ... می گم: خُب باشه، هماهنگش می کنم اينو، شرط بعديت چيه؟ می گه: دختر کر باشه! می گم: کر ديگه واسه چی؟ می گه: خُب نمی خوام بشنوه صدامو. می گم : باشه بابا، ديگه چی؟ می گه: لال هم باشه دختر! می گم: لابد واسه ی اين که اگه يه وقت شناختت، نتونه به کسی بگه، نه؟ می گه: آره ديگه، آبرو دارم خُب! می گم: اينم به چشم، شرط چهارمت چيه؟ می گه: ممه های دختره هم گنده باشه!!! با خودم می گم اين شرطو واسه چی گذاشته ... می گم: واسه چی گنده باشه پدر جان؟ سرخ می شه و با خجالت می گه: آخه دوست دارم!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, January 28, 2004
پرفروش ترين کتاب های ماه اخير جهنم:
............................................................................................1- قيرهای داغ، سيخ های دراز 2- شماره ی 125 هميشه اشغال است 3- روان شناسی شکنجه من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, January 25, 2004
ديروز داشتم گزارش آماری بررسی آرزوهای بندگان رو نگاه می کردم، ديدم آرزوهای بيشتر از 17 ميليون نفر يه جورايی به سايز باسن و ممه های خانم جنيفر لوپز ارتباط داشته!
............................................................................................جريان چيه!؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, January 23, 2004
از: دبيرخانه ی بارگاه الهی
............................................................................................به: سازمان امور مربوط به سوالات شب اول قبر سرکار خانم نکير، جناب آقای منکر با توجه به گزارش واحد R&D ( تحقيق و توسعه ) اين بارگاه، که پس ازانجام بازرسی از آن سازمان محترم تهيه شده است، ذکر نکات زير ضروری به نظر می رسد: 1- درجه ی سختی سوالات؛ به خصوص در چند ماه اخير؛ به طرز چشم گيری بالا رفته است. بهتر است آن را متعادل تر کنيد و از طرح سوالات گيج کننده و سوالاتی که احتياج به محاسبه های پيچيده ی رياضی دارند، اجتناب کنيد. 2- وقت آزمون را در مورد مباحث مربوط به کد 1113 و 1313 کمی افزايش دهيد. 3- نمرات اکتسابی توسط هر داوطلب و نمره ی کل و نمره ی تراز هر فرد را به صورت تفکيکی مشخص کنيد. 4- همواره مراقب امنيت آزمون باشيد. دقت کنيد که سوالات از درجه ی کاملا محرمانه است. 5- در مورد برگزاری ساعت آزمون، هماهنگی های لازم را با عزرائيل داشته باشيد. اميد است با رعايت نکات فوق، بتوانيم آزمون هرچه باشکوه تری را برگزار نماييم. من خداهستم، پروردگار شما anonymous Tuesday, January 20, 2004
به فرشته هه می گم: #%^^ (O) ^^%#
............................................................................................می گه: $$$$$$$ می بينين؟ دوره ی آخر زمون شده به خودم!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, January 18, 2004
هل يتفکرون نحن خلقناکم بيضةٌ بيضا؟
............................................................................................آيا گمان می بريد ما شما را تخمی تخمی آفريديم؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Tuesday, January 13, 2004
تور بزرگ ملکوت
............................................................................................- سه شب بهشت، دو شب جهنم، دو شب برزخ - بازديد از مهم ترين مراکز فرهنگی، هنری، تفريحی ملکوت - بازديد از پل زيبای صراط - بازديد از معروف ترين مار دنيا؛ غاشيه - تجربه ی سفری زيبا بر روی شير عسل های رودخانه های بهشت - بازديد از بارگاه الهی و خانه ی جبرائيل - بازديد از اژدهای دو سر هزينه های تور شامل: - هزينه ی جابه جايی و اقامت همراه با صبحانه - هزينه ی ويزای بهشت - هزينه ی جا به جايی با قاليچه ی پرنده - هزينه ی خدمات جانبی( حوری و ...) علاقه مندان می توانند برای شرکت در تور و کسب اطلاعات بيشتر هر چه سريع تر با عزرائيل تماس بگيرند! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, January 10, 2004
کنسرت بزرگ هايده و ويگن
............................................................................................( برای حال دادن به زلزله زدگان بم که تازه اومدن اين جا) با حضور افتخاری ايرج بسطامی مکان: آمفی تئاتر اصلی بهشت، آسمان هفتم! زمان: جمعه ی ديگه! علاقه مندان برای تهيه ی بليط و در صورتی که احساس می کنند به بهشت می روند، می توانند تا آخر وقت اداری چهارشنبه فوت شوند! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, January 05, 2004
آقا ديديد! بالاخره نتيجه ی تحقيقات هم معلوم شد! زلزله ی بم بدون هيچ شک و ترديدی کار سعيد امامی بوده. بی شرف اين مامور قيرجهنم رو دور زده و تونسته ده دقيقه يواشکی بره تو اتاق فرمان و اين زلزله رو راه بندازه.
............................................................................................به هر حال خيال تون راحت که دهنش صافه. فعلا داريم با شيشه نوشابه درباره ی جزئيات ازش اعتراف می گيريم اما چون يارو وقتی زنده بوده، خيلی اين کاره!! بوده گمونم کار به زمزم خانواده بکشه! راستی به اين بميای تازه وارد هم حال اساسی دادم خفن! نفری يه خونه دوبلکسِ آشپزخونه اوپن تو خوش آب و هوا ترين نقطه ی بهشت، دو تا حوری و غلمان بسته به نياز! و سه بطر شراب سنت ملنيوم 1945 بهشون دادم برن حال کنن عجالتا! می گم خيلی خوش حالين خدا به اين توپی دارينا! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, December 31, 2003
آقا خودم وکيليش! اين زلزله ی بم با من هماهنگ نشده بود. خودمونم اين جا مونديم که جريان از چه قرار بوده. الانم سر همين موضوع و به خاطر اين که احساسات عمومی به خصوص احساسات اين حوريا که خيلی دل نازکن جريحه دار شده با جبرئيل و ساير بر و بچس، يه کميته ی تحقيق راه انداختيم که قضيه رو بررسی کنه بفهمه کارِ کی بوده اين زلزله. منتظر گزارش کميته ی تحقيق باشين!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, December 24, 2003
قامنتيلم می خاره!
............................................................................................قامنتيل چيه؟ قامنتيل يه چيزيه که فقط خدا ها دارن. شما ها نمی فهمين!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, December 20, 2003
پاسخ به نامه ها
............................................................................................سرکار خانم عين-قاف از ژوهانسبورگ نه خير، کلارک گيبل هنوز اين جا فيلم جديدی بازی نکرده. ويويان لی هم متقابلا به شما سلام رساند. نی نی کاف 5 ساله از مهد کودک ببين اين که تو می خواهی يک خواهر کوچولو داشته باشی فقط دست من نيست! بهتر است با مامان بابا هم موضوع را در ميان بگذاری! جناب آقای جرج -ب از واشنگتن تروريست هفت جد و آبادته! شير فهم شد؟ بچه پررو!!! جناب آقای يوشيما-نون از توکيو در مورد سيستم های الکترونيکی جديدی که شرکت شما طراحی کرده و خيال می کنيد به درد بهشت می خورد، کاتالوگ محصولات خودتان را ای ميل کنيد، برسی می کنيم! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, December 19, 2003
های ...
............................................................................................کمی حوصله مان اين روزها سر رفته! خوب است يک زلزله ای، سيلی، چيزی بفرستيم بلکه تنوعی ايجاد شود! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, December 17, 2003
ايده ی بدی هم نيست. ما هم به اميد خودم! از سال آينده برای کارت سبز بهشت لاتاری می گذاريم!!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, December 14, 2003
پيش خودمان بماند، اما همان يک طره گيسوی تو که يله رهايش می کنی، همه ی آيه های من را بر باد می دهد ...
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, December 07, 2003 ............................................................................................ Friday, December 05, 2003
و کون آسمان را فرموديم که پاره شود
............................................................................................و باران فراوان بر شما فرستاديم اين چند روزه باشد که از خيس شدگان باشيد! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Wednesday, December 03, 2003
آقا برو خجالت بکش! يعنی چی می شينی دعا می کنی وقتی اومدی بهشت جای حوری بهت غلمان بدم؟
............................................................................................خاک بر سر گی ِات کنن! مرتيکه بی حيا!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, November 08, 2003
و من
............................................................................................خدای بدی هستم يک خدای لوس که دير به دير آپديت می کند و همه اش دپ می زند! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, September 28, 2003
هی ... زمونه!
............................................................................................گاهی وقتا، راستشو بخواين، به شما آدما حسوديم می شه ... چرا هيچ کی برای من جشن تولد نمی گيره؟ راستی اگه گفتين من چند سالمه الان؟ من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, September 19, 2003 ............................................................................................ Sunday, September 07, 2003
امروز دو تا نامه داشتم از بچه ها :
............................................................................................خدای عزيز توی مدرسه ياد گرفته ام که تو می توانی از کرم ابريشم پروانه بسازی. به نظرم اين کارت محشر است. برای خواهرم چه کار می توانی بکنی؟ او زشت است. لطفا به پدر و مادرم نگو اين نامه را برايت نوشتم رفيق تو گريگ (11 ساله) خدای عزيز تو چه کسی را عبادت می کنی؟ اگر عبادت نمی کنی فکر می کنی بتوانی به من اجازه دهی از انجام اين کار خلاص شوم؟ جيم(9 ساله) من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, August 24, 2003
امروز لوئيس بونوئل پا شده بود اومده بود اين جا. پايه بود فيلم جديدش رو تحت عنوان "يک حوری برای دو نفر "کليد بزنه. بعد از چاق سلامتی و اين حرف ها ازش پرسيدم :
............................................................................................_ راستی لوئيس جون، حالا که اومدی اين بالا، نظرت راجع به اون جمله ات که گفته بودی :« خدا رو شکر که هنوز کافرم.» چيه؟ يه ذره دمق شد و گفت:« خدا جون تو که کينه ای نبودی! حالا ما جوونی کرديم يه چی گفتيم، حالاعقده ای بازی درنياری ورداری بگی اين وزير ارشاد اين جا مجوز فيلمه رو صادر نکنه!!» می بينين تو رو خدا ملت اين جا چه پررو شدن؟ حيف که ما خدای هنر دوستی هستيم! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Friday, August 15, 2003
آقا يه پيرزنه هست دهن ما را که پروردگار شما هستيم سرويس نموده از بس که صبح تا شب دست به دعا است که خدايا يک شوهر خوب برای من بفرست! جان من اگه يکی از شما پايه است اين رو بگيره يه خبر بده تا آمارش رو بدم! پيرزن خوب و ای نسبتا خوش بر و رويی هم هست. فقط مشکلش اينه که خفن کليده. يعنی اگه يه چيزی رو بخواد اين قدر سريش می شه تا به دستش بياره!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, August 10, 2003
از آن جايی که ما خدای فراموش کاری هستيم، مدتی بود که pass word اين خراب شده را فراموش کرده بوديم و رويمان هم نمی شد به کسی بگوييم بدبختی! تا اين که امروز يکی از اين فرشتگانی که خودمان آفريديم و خيلی هم خوشگل اين کار را کرديم آمد و تا ديديمش دوزاريمان افتاد که ای دل غافل pass word مان را نام همين فرشته گذاشته بوديم.
............................................................................................اوضاع اين بالا بد نيست. يک کمی گرما اين جا هم اذيت می کرد و غرغر اهالی بهشت درآمده بود که گفتيم استثناً يک چند روزی زمستان برای شان بفرستند تا قدر گرما را بدانند! باقی اخبار بماند برای بعد. فعلا برويم برای نهار که اگر ساعت نهاری بگذرد اين مسئول اخمويش حتی به ما هم که خداييم نهار نمی دهد! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, July 19, 2003
بابا اين NewBlogger چيه اين ها مسخره اش رو در آوردن؟ گمونم خواستن ادای ما رو در بيارن که آدما رو از اين دنيا به اون دنيا می بريم، اون ها هم خواستن با اين کار بگن بعله ما آدميم!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, June 16, 2003
خوبی اين جا اينه که تو جهنم کوی دانشگاه نداريم ملت بيان دمش هی شلوغ کنن! تو بهشت هم که قربون مومنين برم همه تو کار حوری و قلمان هستن و سرشون حسابی گرمه!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, June 09, 2003
عزیز دلم، غضنفر جان!
............................................................................................صبح که پا می شی می بينی هوا خوبه، نبايد زنگ بزنی اداره هواشناسی تشکر کنی که. بايد از من تشکر کنی! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Tuesday, June 03, 2003
آقا قبول نيست! اين ژيمناست ها همه شون دارن می رن بهشت. نامردا از بس اون پايين حرکت تعادلی کار کردن، جيک ثانيه پل صراط رو رد می کنن!!!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, May 31, 2003
اين خانومه خودش کم بود هر روز منو صدا می کرد، داد می زد کويره کويره، امروز ديدم يه نره خر ديگه ای هم همونو داره داد می زنه و تازه وسطش هم هی مدام می گه آی جوووون، ناز نفست و اين جور چيزای بی ناموسی!
............................................................................................از لج شما دو تا هم که شده به ابر نمی گم بباره تا اين قدر داد نزنين و خواسته هاتون رو مثل بقیه مردم آدم وار مطرح کنين!! صد سال سياه می خوام جون نگيرين!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Thursday, May 29, 2003
آهای بندگان!!!
............................................................................................از آن جايی که ما خدای ورزش دوستی هستيم، از اين به بعد اگه خوبی ها و بدی های يه نفر دقيقا مساوی بشه، بايد پنالتی بزنه!!! حواس تون باشه که گل طلايی و نقره ای هم نداريم! گفتم از الان بهتون بگم که وقتی مياين اين جا مشکلی پيش نياد خودم نکرده!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Monday, May 26, 2003
امروز داشتم اعتراض ها رو بررسی می کردم، ديدم يه بابايی داره اون عقبا داد و هوار می کنه. گفتم بفرستينش جلو ببينم حرف حسابش چيه. طرف آخرِ شاکی اومده می گه:
............................................................................................ايلده ما که نمازمون هیچ وگت گضا نشده بود، چيرا اين جوری شده پس؟ می گم: مگه چی شده عزيزم؟ می گه: اين منفی مميزها چيه واسم نوشتين؟ پرونده ش رو نگاه می کنم، می بينم راست می گه انگار! مجموع صواب نمازهاش شده 1234/543- رکعت!! از اين فرشته هه که مسئول بررسی بوده می پرسم: فری جون! اين چرا آمارش اين جوريه؟ فرشته هه می گه: آخه اين هميشه قبله رو اشتباه وای می ايستاده، صواباش در کسينوس زاويه انحراف از قبله ش ضرب شده!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Saturday, May 24, 2003
آگهی استخدام
............................................................................................( نصب در جهنم زنان ) به تعدادی حوری خوشگل و مجرب با حداقل 5 سال سابقه ی کار در اون پايين! ( شما ها به حوری هاتون چی می گفتين؟)، با حقوق و مزايای کافی و يک سال بيمه ی بدنه رايگان، فوری نيازمنديم! استخدام شدگان می توانند بعد از يک سال کار فول تايم! و سپس ريختن آب توبه بر سر، بقيه ی عمرشان را به عنوان پاداش در همان بهشت بگذرانند. علاقه مندان اندازه های دور باسن، سينه و کمر خود را همراه با سه قطع عکس تمام رخ ( بدون رعايت حجاب اسلامی!) به روابط عمومی جهنم تحويل دهند! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Thursday, May 22, 2003
پاسخ به بندگان:
............................................................................................جناب آقای ح از اروميه من فکر می کنم برای برنده شدن در قرعه کشی بانک کشاورزی علاوه بر اين که بايد دعا زياد کنيد، لازم است حساب پس انداز هم باز کنيد. در ضمن بله، اگر شما به بهشت بياييد، اين جا امکانات کشاورزی هم وجود دارد سرکار خانم ژیلا از تهران نه خير بنده هنوز مجرد هستم. فعلا هم قصد ازدواج ندارم. دختر خوبم آتوسا، 13 ساله از فرمانيه بله در بهشت کيت کت هم وجود دارد ولی من شخصا اسنيکر را توصيه می کنم. جناب آقای اصغر سيبيل از دروازه غار دم شما هم گرم. چاکر شما! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Tuesday, May 20, 2003
تازگی ها داريم رو يه سيستم کار می کنيم که اگه امکانش باشه سوالای شب اول قبر رو به صورت يه دوره آزمون تستی برگزار کنيم.
............................................................................................خوبيه اين کار اينه که اين جوری هم می شه برای نتايجش کارنامه ی کامپيوتری صادر کرد که خب به هر حال کار با کلاسيه! و هم اين که يه کم کار اين نکير و منکر بی چاره سبک می شه! در ضمن من به خاطر اسم اين اولی از شما عذرخواهی می کنم!!! من خداهستم، پروردگار شما anonymous Sunday, May 18, 2003
عجب بساطی شده ها! يارو رو فرستاديم جهنم، ديديم به جای اين که عذاب بکشه از گرما و اينا، کلی هم حال کرده. رفتيم پرونده اش رو نگاه کرديم، معلوم شده اون پايين شغلش اين بوده تو سونا خشک ملت رو باد بزنه!!!
............................................................................................من خداهستم، پروردگار شما anonymous
|